ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

845

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

نصف آواز و ربع ديگر و خمس ديگر و جزوى از يازده ( آواز ) ديگر مىباشد و هنگام رسيدن آواز به گوش ، اختلاف اين نسبتها آن را از سادگى به تركيب مبدل ميسازد ، ولى هر گونه تركيبى از آنها هنگام شنيدن لذت بخش نيست ، بلكه - تركيب‌هاى خاصى مايهء لذت مىشود كه موسيقى دانان آنها را تعيين كرده و منحصر ساخته و دربارهء آنها بگفتگو پرداخته‌اند . چنان كه در جاى خود ياد شده است . و گاهى كار ترنم و آهنگ در نغمه‌هاى غنائى بدان كشيده مىشود كه بتقطيع آوازهاى ديگرى از جمادات مىپردازند و آن يا بوسيلهء نواختن و يا از راه دميدن در ابزارهائى است كه براى همين منظور برگزيده ميشوند و با اين شيوه آواز هنگام شنيدن لذت بخش‌تر ميگردد . و در اين روزگار در مغرب از ابزارهاى مزبور چندين گونه يافت مىشود و از آن جمله مزمار ( نى ) است كه آن را شبابه [ 1 ] مينامند و آن نيى ميان تهى است كه در پهلوهاى آن سوراخهاى معدوديست و هنگامى كه در آن ميدمند آوازى از آن بر ميآيد و اين آواز از ميان آن سوراخها بشدت و استوارى خارج مىشود و با گذاردن انگشتان هر دو دست روى سوراخها به ترتيبى كه در ميان موسيقىدانان متداول است آواز تقطيع مىشود تا بدين وسيله نسبت‌هاى ميان آوازها در آن ايجاد گردد ، و همچنين آوازها به روش متناسبى بهم بپيوندد و به علت تناسبى كه ياد كرديم شنيدن آن لذت بخش مىشود . ديگر از انواع اين ابزار نيين ( ذوات الانفاخ ) آلتى موسوم به زلامى [ 2 ] ( قره‌نى ) است و آن چوبى ميان تهى است كه آن را به شكل نى از دو سوى تراشيده‌اند و مانند نى تدوير ندارد ، زيرا از دو تكهء جداگانه تشكيل مييابد و نيز داراى سوراخهاى معينى است و بوسيلهء نى كوچكى كه بدان پيوسته‌اند در آن ميدمند و باد بسبب آن نى در آن داخل مىشود و نغمه‌هاى حادى از آن برميخيزد و بسبب تقطيع آوازها

--> [ 1 - ) ] شبابه ( بفتح ش - تشديد ب ) ابزارى نيين ميان تهى است و آن را « يراع » يعنى قصب نيز مينامند و به « مزمار عراقى » نيز خوانده مىشود ( از صبح الاعشى ، ج 2 ص 144 ) [ 2 - ) ] ( بضم ز )